مقالات

مقالات

نعهدات نماینده ها_ طرف دوم معامله سیستم فرانچایز تنها در برخی از فرهنگ ها قابلیت اجرایی مناسب دارد و نیازمند رابطه تعهد آمیز قوی بین دوطرف می باشد. نماینده تنها نیمی از قرارداد نیست. نیمه حیاتی قرارداد است. این فرانچایز کار آنهاست، زندگی جاری آنها و کاری است که به خاطرشریسک کرده اند. پیشرفت یا شکست پروژه صاحب این فرانچایز، پیشرفت یا شکست آنها خواهد بود. فرصت و مزایایی که از شراکت در پروژه صاحب فرانچایز به دست می آورند ارزش ریسک ها و نگرانی هایی که برای این کار متحمل می شوند را خواهد داشت. متعهد بودن نمایندگان به سیستم فرانچایز درحقیقت تعهد آنها به خود خواهد بود. این سیستم منبع درآمد آنها، راه پیشرفت و وسیله گذران زندگی ایشان است. نماینده با خرید حق امتیاز یک سیستم فرانچایز، فرصت ایجاد یک فعالیت تجاری خاص با شرایط و محدوده و چارچوب خاص را به دست آورده است. دیگر نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارد، ولی درمقابل باید دقیقا از سیستم پیروی نماید. بخش مهمی از تعهد نماینده در سیستم فرانچایز پیروی دقیق از سیستمی است که انتخاب کرده است. نمایندگان محصولات یا خدمات خود را براساس خطوط راهنمای سیستم فرانچایز به فروش می رسانند. درحقیقت نمایندگان یک فرانچایز به طور همزمان از مزایای داشتن یک فعالیت تجاری محلی و یک فعالیت تجاری فراگیر استفاده می کنند. نمایندگان در چنین سیستمی علاوه بر تعهداتی که ابتدا به خود و سپس به سیستم دارند به سایر نمایندگان سیستم نیز متعهد می باشند. برای حفاظت از اعتبار یک برند نمابندگان آن باید در مقابل یکدیگر نیز متعهد باشند و از همدیگر حفاظت نمایند. تغییرات همگام با زمان زمانه عوض می شود و سیستم ها هم تغییر می کنند. فرهنگ باید قابلیت بقا داشته باشد. اگر چیزی 20 سال کارایی داشته، دلیل نمی شود که امروز هم کارایی داشته باشد یا حتما بتواند پاسخگوی نیازهای آینده ما هم باشد. سیستم های فرانچایز موظفند خود را به بهانه پایبندی به قوانین و چارچوب برند محدود نسازند و همواره توانایی بازنگری و تغییر در اصول خود را داشته باشند. قوانین تغییر می کنند. نسل ها عوض می شوند. به روزرسانی در یک سیستم باید به طور مناسب در دستور کار قرار بگیرد. برای به روز ماندن و همگام بودن با دنیای بیرون، سیستم فرانچایز و نمایندگان آن باید به همگامی به تغییرات متعهد باشند. چیزی که باید ثابت باشد تعهد نماینده به پیروی از قوانینی ست که سیستم فرانچایز براساس تعهد به روز بودن خود تعیین می نماید. فرهنگ و تعهد نیازمندی های برقراری و پایداری هر رابطه ای به شمار می روند و در رابطه میان فرانچایزر و نماینده فرانچایزفرهنگ و تعهد اصول اساسی موفقیت به شمار می روند. موفقیتی که پایان راه نیست، بلکه آغاز یک رابطه موفقیت زاست. فرهنگ سازماتی در یک سیستم فرانچایز باید به نظر هر دوطرف منصفانه و قابل قبول باشد. صاحب فرانچایز و نمایندگان آن باید به یکدیگر و اهداف مشترکشان متعهد باشند. اگر فرهنگ سازمان با هردو طرف مطابقت داشته باشد و اگر هر دوطرف به اهداف مشترکشان متعهد باشند، رابطه درست پیش خواهد رفت و موفقیت آغاز می شود.   Harvey H. H. Homsey is vice president – franchise systems of Express Services, Inc., the franchisor for Express Personnel Services. He can be reached at harvey.homsey@ExpressPersonnel.com. Source:  franchise.org ترجمه : فاطمه رکوعی  

مشاهده ...

تعهد فرانچایزر به ساخت برند یک سیستم فرانچایز سه محصول ساده و درعین حال پیچیده به مشتریان خود ارائه می دهد: برند، سیستم و پشتیبانی سیستم! تعهد در ارائه این سه محصول مهمترین عامل برای موفقیت یک فرانچایزر به شمار می رود. اولین مسئولیت یک شرکت به عنوان فرانچایزر مراقبت از برند به عنوان نیمی از سیستم فرانچایز است. برند، نام و اعتبار یک کمپانی و عصاره آن چیزی است که فرانچایزر به نمایندگی ها می فروشد. شاید این جمله خیلی کلیشه ای به نظر برسد ولی نمیتوان انکار کرد که: ما تنها یک شانس برای ایجاد اولین تاثیر بر مشتری داریم و سرنوشت این شانس ایجاد دید مثبت و تاثیر بر مشتری و در ابعاد بزرگتر هویت و تاثیر کمپانی در جامعه به دست برند سپرده شده است. تعهد فرانچایزر به ساخت و به روز نگه داشتن یک سیستم یک سیستم فرانچایز با قابلیت فروش نیاز دارد که به برند حیات ببخشد. کمپانی فرانچایزر سیستم را به عنوان راهی برای تجارت نمایندگی های خود تولید می نماید. این کمپانی ها راهنمای بایدها و نبایدها در جهت یک تجارت موفق را در اختیار نمایندگی های خود قرار می دهند. فرانچایزر برای نمایندگان خود این فرصت را فراهم می کند که به جای وقت گذاشتن روی ساخت یک مدل تجاری و پیدا کردن الگوهای مناسب تمام انرژی خود را صرف فروش و تجارت بهتر نمایند. صاحبان فرانچایزی که سیستم را برای نمایندگان خود ایجاد، کنترل و پشتیبانی می کنند، نمایندگان موفق تر با درآمدهای بالاتری خواهند داشت. وقتی کسی به دنبال یک سیستم فرانچایز خوب باشد و از نمایندگان آن دلیل موفقیتشان را بپرسد همه تنها یک جواب دارند: "من از سیستم پیروی کردم!" و این دلیل خوبی برای انتخاب آن سیستم خواهد بود. تعهد فرانچایزر به پشتیبانی مداوم سیستم پشتیبانی سیستم فرانچایز در سطوح مختلف مورد نیاز است. برخی از سیستم های فرانچایز پشتیبانی را به طور کامل از تامین مواد اولیه تا آموزش و اجرا برعهده می گیرند. برخی تنها راهنمایی و پیشنهاد ارائه می کنند. براساس هر سطح از پشتیبانی که ارائه شود نماینده می داند انتظاراتش باید در چه حدی باشد. به هرحال براساس سطح پشتیبانی تعریف شده در سیستم، فرانچایزر باید پاسخگو باشد. به طور مثال اگر پاسخگویی تلفنی برعهده فرانچایزر است باید افرادی آگاه و توانا به این پاسخگویی در تمام زمان های لازم در دسترس باشند. شنیدن مسایل و مشکلات نمایندگان و تهیه راهنما برای آنان درخلال برنامه های زیر،شرایط مناسبی برای ارائه خدمات پشتیبانی بهتر به نمایندگان فراهم می نماید: - جلسات هفتگی یا ماهانه با نمایندگان - به اشتراک گذاشتن تجربیات موفق یا ناموفق سایر سیستم های فرانچایز بزرگ با نمایندگان - داشتن آمادگی برای نقد و به چالش کشیده شدن همکاری با نمایندگان برای مشخص کردن اهداف، تدوین برنامه ها و توسعه استراتژی ها یک سطح از پشتیبانی است. بررسی و تحلیل شرایط و ارائه پیشنهادات لازم بخش دیگری از پشتیبانی به شمار می رود. برگزاری جلسات، برقراری کانال ارتباطی مداوم و گرقتن نظرات نمایندگان از یهترین و تاثیرگذارترین راه های پشتیبانی به شمار می روند. سیستم های فرانچایز موفق، به برگزاری جلسات مداوم هفتگی، ماهانه و یا فصلی خود با نمایندگان اعتقاد ویژه ای دارند. در تمام این مراحل باید نمایندگان فرانچایز را به استفاده از تحلیل ها و مشاوره با کارمندان و متخصصان کمپانی دعوت نمود. - - Source:  - franchise.org - http://franchise.org/steps-to-improve-the-franchisor-franchisee-relationship ترجمه: فاطمه رکوعی

مشاهده ...

اگر یک فرهنگ مورد پذیرش هر دو طرف باشد و اگر هردو طرف به یک هدف مشترک متعهد باشند، رابطه خوب و موفقیت آمیز شروع خواهد شد. چه چیزی باعث خوب بودن رابطه بین دو طرف خواهد شد؟ چه چیزی یک ازدواج را بیش از 50 سال یا تا زمان مرگ یکی از طرفین برقرار نگاه می دارد؟ درحالیکه پاسخ به این سوال ممکن است خیلی فلسفی باشد و یا نیاز به سال ها مطالعه داشته باشد، اما می توان آن را در دو کلمه خلاصه کرد: "فرهنگ و تعهد"فرهنگ حاکم بین دو طرف باید برای هردو مناسب باشد و همچنین هردو باید به اهداف مشترکی پایبند باشند. درحقیقت، هر دو طرف باید نقش خود را در این رابطه پذیرفته باشند. برقراری یک رابطه صحیح و سودمند در سیستم فرانچایز مستلزم تعهد می باشد. فروشنده و خریدار فرانچایز هر دو باید تعهدات خود را در این فرهنگ بشناسند و به آن پایبند باشند. پی ریزی یک فرهنگ آیا جامعه فرهنگ را می شازد یا فرهنگ جامعه را تشکیل می دهد؟ اگر یک سازمان متشکل از فرانچایزر و فرانچایزها را یک جامعه در نظر بگیریم، چه کسی متولی فرهنگ در این جامعه خواهد بود؟ اعتقادات، ارزش ها، اهداف و اخلاقیات باید برای هماهنگی کامل میان فرانچایزر و فرانچایزها مشخص شوند. درحقیقت فرهنگ کل سازمان پیرامون این ترکیب شکب می گیرد. این درواقع یک مسئولیت مشترک است. کمپانی ارائه دهنده فرانچایز باید فرهنگی ایجاد کند که مکان مناسبی برای انجام تجارت و مدیریت مسائل تجاری باشد. علاوه بر این، فرانچایزر باید از طریق تمام راهها و شناسایی امکانات بهتر از سیستم حمایت کند. باید بدانیم کافی نیست که بگوییم "ما فرهنگی داریم". باید واقعا با این فرهنگ زندگی کنیم. هنگامی که کسی برای گرفتن نمایندگی یا خرید فرانچایز اقدام می کند، برند، محصول یا سیستم فروش را خریداری نمی کند، این فرهنگ حاکم بر یک کمپانی است که به نماینده اعطا می شود. اگر فرهنگ درستی درمجموعه برقرار باشد و فرانچایزر و فرانچایزها نیز در این فرهنگ نقش خود را بشناسند، تازه بازی شروع خواهد شد. اگر فرهنگ حاکم بر سازمان به باورها، اهداف، ارزش ها و اخلاقیات خود پایبند باشد، یک رابطه بلندمدت شکل گرفته و توسعه خواهد یافت. هنگامی که فرهنگ یک سازمان تثبیت شود، آن سازمان می تواند نمایندگی های خود را گسترش دهد و یک سیستم فرانچایز کارآمد خلق نماید. Harvey H. H. Homsey is vice president – franchise systems of Express Services, Inc., the franchisor for Express Personnel Services. He can be reached at harvey.homsey@ExpressPersonnel.com. Source:  franchise.org ترجمه : فاطمه رکوعی

مشاهده ...

کارهای ایده آل برای بچه ها در آشپزخانه برخی از کارهای آشپزخانه برای بچه های 3 تا 5 ساله مناسب و جذاب به نظر می رسند. کلید موفقیت در این است که کارهایی را به آنها بسپارید که در سطح توانایی شان باشد و بتوانند از انجامش لذت ببرند. مثلا اگر فکر می کنید کاری مثل پهن کردن خمیر پیتزا برای کودکتان جذاب است حتما فرصت این کار را به او بدهید. در اینجا چند کار دیگر را که می توانید به بچه ها بسپرید معرفی می کنیم: • هم زدن مواد برای تهیه خمیر پن کیک • خرد کردن کاهو برای سالاد • اضافه کردن ادویه جات به غذا • چیدن مواد پیتزا • کمک به شما در خواندن کتاب آشپزی با ورق زدن صفحات همین حالا شروع کنیم از سه چرخه سواری گرفته تا لباس پوشیدن، بچه های خردسال درحال یادگیری این هستند که چه طور کارها را خودشان انجام دهند. پس دنبال چند فعالیت کوچک مرتبط با آشپزی بگردید که فرزندتان بتواند به تنهایی یا با گرفتن کمک کوچکی از شما انجام دهد. کارهای ساده ای مثل ریختن مایعات در کاسه، خرد کردن پنیر یا فرم دادن کلوچه ها از بهترین کارهایی هستند که می توانید به کودکتان بسپارید. کارهای طولانی و خسته کننده به آنها نسپارید. نهایت وقتی که کودک شما دوست دارد در آشپزخانه بگذراند 5 تا 10 دقیق است. با کارهای کوچک این زمان را هیجان انگیزتر کنید. هرچه قدر که بچه ها بزرگتر می شوند مهارت هایشان را توسعه می دهند و علاقه و توجه بیشتری به انجام کارهای مهمتر و دقیق تر مثل گرفتن آب لیمو، شکستن تخم مرغ و پوست کندن سیب زمینی و... نشان می دهند. بچه های کوچک از یاد گرفتن کارها درکنار شما واقعا لذت می برند. به این دلیل و همچنین برای اطمینان از امنیت آنها باید در تمام مراحل حضور آنها در آشپزخانه کنارشان باشید و تمام حواستان به آنها باشد. ترجمه : فاطمه رکوعی   متن ترجمه از سایت http://kidshealth.org/en/parents/cooking-preschool.html Reviewed by: Mary L. Gavin, MD Date reviewed: November 2014  

مشاهده ...

آشپزی می تواند به بچه ها کمک کند تا مفاهیم پایه ریاضی را یاد بگیرند و مهارت های زبانی خود را گسترش دهند. تجربه پخت غذا می تواند موجب افزایش اعتماد به نفس و یادگیری عادت های درست برای داشتن تغذیه سالم شود. این کار ممکن است کمی از شما حوصله بیشتری بخواهد و مجبور شوید وقت بیشتری در آشپزخانه بگذرانید. ولی مطمئن باشید این زمان برای هردوی شما بسیار لذتبخش خواهد بود. چه طور آشپزی می تواند به بچه های کوچک کمک کند؟ آوردن بچه ها به آشپزخانه می تواند مزایای مختلفی برای آنها داشته باشد: • شما می توانید با سپردن کارهایی مثل شمردن تعداد تخم مرغ ها یا پیمانه کردن آب درک ریاضی فرزندتان را افزایش دهید. حتی می توانید شروع کنید به شمردن مراحل کار با یکدیگر و بگویید اول آب را میریزیم، دومین مرحله افزودن آرد است و در مرحله سوم تخم مرغ ها را اضافه می کنیم! وقتی با صدای بلند دستور آشپزی را برای فرزندتان می خوانید دایره لغات او را گسترش داده اید و با مکث پس از خواندن هر قسمت، مهارت های شنیداری او را تقویت کنید. • بچه های کوچک شکموهای اسطوره ای هستند و کشاندن آنها به آشپزخانه فرصت بی نظیری برای امتحان کردن طعم های جدید به آنها می دهد. وقتی دختر 3 ساله شما آشپزی می کند، غذاهایی را خواهد چشید که اگر خود شما به تنهایی تهیه کرده بودید شاید امکان نداشت بخورد. پس فرصت تجربه طعم های جدید را با این کار برای آنها فراهم کنید و سعی کنید در این میان از ویژگی های خوب و مزایای این غذاها با زبان ساده با آنها صحبت کنید. • به بچه های کوچک خود فرصت ماجراجویی با حواس پنجگانه را بدهید! یادگیری در کودکان از خلال ماجراجویی با حواس پنجگانه صورت می گیرد و آشپزخانه یکی از بهترین جاها برای این ماجراجویی هاست. از آنها دعوت کنید به صدای وزوز میکسر گوش کنند، ور آمدن خمیر را مشاهده کنند، بوی غذایی را که درحال پختن است استشمام کنند و غذای داغ از فر در آمده را بچشند! وقتی ببینند غذا بوی خوبی دارد و چشیدنش می چسبد، تمایل بیشتری به امتحان کردن آن نشان می دهد! • اعتماد به نفس کودکتان را افزایش دهید. بچه ها عاشق نشان دادن توانایی های خود به بزرگترها و استفاده از فرصت های جدید با احساس توانمندی های بیشتر هستند. اگر کودکانتان در چیدن مواد روی خمیر پیتزا کمک کردند به آنها بگویید که نقش خیلی مهمی در تهیه آن داشته اند. شما حتی می توانید آن پیتزا را به نام فرزندتان سرو کنید و مثلا هنگام شام بگویید امشب پیتزای مخصوص سارا یا سالاد آبتین داریم! فقط توجه داشته باشید حتی اگر کاری که به آنها سپرده اید خیلی هم با انتظاراتتان متفاوت بود بازهم از آنها تشکر و تشویقشان کنید. ترجمه : فاطمه رکوعی متن ترجمه از سایت http://kidshealth.org/en/parents/cooking-preschool.html   Reviewed by: Mary L. Gavin, MD Date reviewed: November 2014  

مشاهده ...

همشهری آنلاین: نام پیتزا با نام ایتالیا و شهر ناپل گره خورده است. اما این غذای پرطرف‌دار راه درازی را پیمود تا به یک غذای جهانی تبدیل شد.سربازان داریوش (486-521 پیش از میلاد) نوعی نان پهن را روی سپرهای خود می‌پختند و روی آن را با پنیر و خرما می‌پوشاندند. یونانی‌ها پختن چنین نان‌هایی را از ایرانیان آموختند. این نان از یونان به روم رفت و در جنوب ایتالیا معمول شد. 300 سال پیش از میلاد، یک مورخ رومی به نام Marcus Porcius Cato در کتاب خود نوشت: "گردی پهنی از خمیر که با روغن زیتون، سبزی و عسل پوشیده شده و روی سنگ پخته می‌شود" این نشان می‌دهد که رومی‌ها به پیتزا علاقه‌ داشته‌اند و آن را با فرهنگ غذایی خود سازگار کرده‌ بودند؛ چرا که روغن زیتون در روم بسیار معمول بود.علی‌رقم اینکه برخی اعتقاد دارند پیتزا از روم به جنوب ایتالیا راه یافت و تا مدت‌ها آن را غذای فقیران می‌نامید‌ند، برخی نیز عنوان کرده‌اند که این غذای بسیار خوشمزه قدمتی نسبتاً طولانی دارد و به زمان اهالی یونانی ساکن در ماگناگریسیا در جنوب ایتالیا باز می‌گردد. باستان شناسان در حین حفاری‌های خود در شهر پومپی در ایتالیا به بقایای مغازه‌هایی برخوردند که نشان دهنده شباهت این مغازه ها با پیتزافروشی‌های امروزی هستند. البته پیتزا در آن زمان به شکل امروزی وجود نداشت و فقط شامل نان مسطح گردی بود که با آرد عمل می آمد و همراه ادویه و روغن پخته می‌شد. در آن زمان گوجه فرنگی در اروپا ناشناخته بود و شیر گاومیش هندی که از آن برای تهیه پنیر مازارلا (پنیر پیتزا) استفاده می‌شود، برای اهالی کامپانیا در ناپل هنوز مفهومی نداشت. گوجه فرنگی برای اولین بار در قرن شانزدهم وارد اروپا شد اما در ابتدا آن را میوه‌ای سمی می دانستند! تا اینکه در اواخر قرن هجدهم مردم فقیرنشین ناپل از آن به عنوان ماده اصلی در نان های پیتزا شکل خود استفاده کردند. این نان‌های پیتزایی به زودی توجه جهانگردان را به خود جلب کرد و آن ها را به مناطق فقیرنشین ناپل کشاند پیتزای مدرن در شکل امروزی در سال 1889 یک آشپز درباری به نام رافائل اسپوزیتو درست شد. رافائل اسپوزیتو که در نانوایی در شهر ناپل کار می‌کرد، به فکر درست کردن پیتزای مخصوصی افتاد و آن را به عنوان هدیه برای پادشاه امبرتو و ملکه مارگریتا برد. این پیتزا شکلی بسیار میهن پرستانه داشت و مثل پرچم ایتالیا به رنگ‌های سفید و قرمز و سبز درست شده بود. ملکه از این پیتزا بسیار استقبال کرد و به احترام او نام این پیتزا را مارگریتا (یا همان پیتزای سبزیجات) گذاشتند. این پیتزا استانداردی را تعیین کرد که تا به امروز در سراسر جهان در پیتزاها وجود دارد. تا حدود سال ۱۸۳۰ پیتزاها در دکه های کنار خیابان به فروش می‌رسیدند و اولین پیتزافروشی واقعی به نام آنتیکاپورت آلبا برای اولین بار در ناپل باز شد. پیتزا در بین ایتالیایی ها بسیار محبوب شد و به زودی به صورت غذای محلی آنها درآمد. یک مهاجر ایتالیایی به نام جنارولمباردی مغازه کوچکی در محله ایتالیایی نشین نیویورک باز کرد. شاگردش آنتوتیو توتونوپرو شروع به پختن پیتزا و فروش آن در مغازه کرد. طولی نکشید که پیتزاهای توتونوپرو بسیار پرطرفدار شد و لمباردی را به فکر باز کردن یک پیتزا فروشی در سال ۱۹۰۵ انداخت. اما در این زمان مصرف پیتزا هنوز به مهاجرین ایتالیایی محدود می‌شد و بین آمریکایی‌ها محبوبیت چندانی نداشت. بعد از جنگ جهانی دوم مصرف پیتزا فراگیرتر و بین سربازان آمریکایی در ایتالیا بسیار پرطرفدار شد به طوری که گاهی پیتزافروشی‌ها نمی‌توانستند جوابگوی تقاضای بی حد و مرز مشتریان آمریکایی خود باشند. آمریکایی که از این غذای محلی خوششان آمده بود و آن را با خود به خانه بردند. ایتالیایی ها که بعد از جنگ اقتصادشان صدمه دیده بود با مهاجرت به سایر کشورهای اروپایی، پیتزا را در تمام اروپا رواج دادند. با رشد جمعیت در دهه ۱۹۵۰ بخصوص در آمریکا کم کم رستوران‌های زنجیره‌ای به وجود آمدند. چون پیتزا نسبتاً سریع و آسان تهیه می‌شد و حملش آسان بود. رستوران‌ها نیز به این فکر افتادندکه برای جلب مشتری بیشتر، قسمتی از کار خود را به حمل پیتزاهای سفارش داده شده به خانه مشتریانشان (به صورت مجانی) اختصاص دهند.  

مشاهده ...

تاریخچه پیتزا در ایران بدون تردید حادترین غریزه‌ای که از نخستین روز پیدایش، بشر را به تلاش و تکاپو وادار کرد و همه نیروهای جسمی و فکری او را در راه ارضای این غریزه به کار انداخت، احساس گرسنگی و نیاز اجتناب‌ناپذیر به تغذیه بود؛ نیازی که در طول اعصار و قرون متمادی و با وجود همه‌ گونه عوامل طبیعی، نژادی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی همچنان با سلطه و قدرت، بشر را به دنبال خود می‌کشد و در ادوار کهن بسیاری از تلاش افراد را شامل می‌شد. به گزارش جام جم، امروز در دورانی که علم و دانش بشر فضاها را تسخیر کرده، باز هم بخشی از کوشش انسان ها برای رسیدن به یک تغذیه کافی و سالم است؛ زیرا توفیق این امر باعث حفظ سلامت و نیرومندی و امکان زندگی طولانی است.ایرانیان از دیرباز به غذاخوری نه به عنوان صرف غذا و سیر کردن شکم که به عنوان یک گردهمایی و نشست و برخاست نگاه کرده اند. غذا خوردن به عبارتی یک رخداد اجتماعی محسوب می شده و به همین دلیل رستوران داری و قهوه خانه داری جزو مشاغل و کسب و پیشه قشر متوسط جامعه بوده است. بسیاری از این قهوه خانه ها در فصل خوش بهار، تابستان و پاییز تهران تخت ها و نیمکت های خود را در پیاده رو می گذاشتند، همچنان که در بسیاری از شهرهای اروپا و حتی قاهره هم معمول است و مردم در سایه کنار پیاده رو می نشستند و از تماشای خیابان لذت می بردند.«تقریبا همه مردم طبقه سوم تهران دو سه ساعت اول شب را در قهوه خانه می گذراندند. معمولشان بود که همیشه همان قهوه خانه می رفتند و کسانی که با آنها کار داشتند یقین داشتند که در فلان ساعت در فلان قهوه خانه هستند، چنان که در بسیاری از شهرهای اروپا هم معمول است هرکس کافه مخصوصی را پسندیده و در ساعت معینی آنجا برای دیدار دوستان حاضر است. با این تفاوت که در اروپا هرکس پول چای و شربت و چیزی را که خورده است خود می دهد، اما در تهران کسی که زودتر آمده و دوستان بر او وارد شده بودند، مقید بود که پول چای و قلیان همه را بدهد و خودداری از این کار را «بی غیرتی» می دانستند. در آن دوران دکان های فراوانی هر کدام غذایی را به تنهایی تدارک می دیدند؛ مثلا دیزی پزها عادت داشتند آبگوشت بسیار لذیذی در دیزی گلی فراهم کنند و آن را در تنورهای نانوایی می پختند و می فروختند؛ یک دیزی متوسط پر از چربی، نخود، لوبیا، گوشت، پیاز و گاهی مخلفات دیگر. یک نوع جگرک می پختند که به آن حسرت الملوک می گفتند و یک نوع فرنی می پختند که به آن یخ در بهشت می گفتند.» 1.این چند جمله، روایتی بود از سعید نفیسی که به شرایط قهوه خانه ها و رستوران ها در اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی اول می پردازد. گواه این مساله آن است که با ورود بیشتر اروپاییان به ایران و گسترش روابط خارجی، این فرهنگ تا حدودی دستخوش تغییراتی شد که تا به امروز هم ادامه دارد.با توجه به نزدیکی ایران به روسیه، نخستین عناصر فرهنگ غذایی غرب که به ایران راه یافت، روسی و قفقازی بود. نخستین رستوران های فرنگی در دهه 1300 شمسی به وسیله روس ها و ارامنه به راه افتاد و می توان گفت وقتی در این سال ها سر و کله این رستوران های شبه غربی در بعضی خیابان های تهران و... نمایان شد، ایرانیان نخستین بار در آن رستوران ها با غذاهایی جدید و نو آشنا شدند؛ از جمله سوپ، کتلت، راگو، ژیگو، مغز و شیشلیک به این فهرست احتمالا می توان بیف استروگانف، کیوسکی، پیراشکی و سالاد الویه را هم افزود. 2. بنابر آمار سال 1310 شمسی، 55 رستوران و 33 کافه در تهران دایر بود که بیشترشان در محله دولت بودند و در این رستوران ها بود که کم کم غذا خوردن با قاشق و چنگال رایج شد و مردم به جای تخت پشت میز و روی صندلی ها غذا می خوردند. 3.همپای این رستوران ها، سروکله کافه هایی هم پیدا شد که آدم ها در آن چای یا قهوه می نوشیدند و کیک و بستنی می خوردند. مشتریان این بساط ها را خارجیان مقیم ایران و ایرانیان فرنگ رفته تشکیل می دادند، اما کم کم فرزندان خانواده های سنتی تر ثروتمند هم به آن اضافه شدند و چه حلقه هایی در این گونه کافه ها از طرف روشنفکران و شاعران تشکیل می شد.اواخر دهه 1340 تاثیر و نفوذ آمریکا در ایران به قلمرو غذا هم رسید و توانست در کنار اغذیه فروشی های ارمنی جایی برای خود باز کند.ششم بهمن 1347 شمسی، رضا رئیسی، فارغ التحصیل کشاورزی از دانشگاه پلی تکنیک ایالت کالیفرنیا در سنت لوئیس ابیسپو، اولین پیتزافروشی ایران را به نام «پیتزا پنتری» افتتاح کرد و متعاقبش سه نمایندگی دیگر پنتری هم در تهران و مشهد راه افتاد.سال 1352 ، رئیسی امتیاز راه اندازی تعدادی شعبه کنتاکی فراید چیکن معروف را گرفت و خود و صاحبانش برای افتتاح اولین شعبه به تهران آمدند. برنامه این بود که حدود 500 شعبه را افتتاح کنند، اما فقط شش شعبه باز شد. پس از سال 1357 و رخداد انقلاب اسلامی ایران این امتیازها از بین رفت و این رستوران ها نشان معروف سرخ و سفیدشان را نگه داشتند و فقط اسمشان را به کابوکی فراید چیکن تغییر دادند. 4.نگارنده در دوران کودکی بسیار به رستوران پنتری در خیابان ویلا رفته و جالب این که اکثر عناصر این رستوران لااقل از 20 سال پیش تا امروز تغییری نکرده، است. در مجموع می توان گفت با تمام سلامت و رنگ و بوی عالی غذای ایران که بسیار تاثیرگذار بوده، نمی توان از این مساله به آسانی گذشت که متاسفانه در چندین سال گذشته ذائقه ایرانی بشدت فرنگی شده تا آنجا که یکی از مهم ترین تفریحات ایرانیان در این روزها رفتن به رستوران ها و اغذیه فروشی هایی است که با نام فست فود شناخته می شود که البته این فرهنگ جدید خود پژوهشی جداگانه می طلبد.

مشاهده ...